زل زده بودم به چشمهای بستهات در خواب، بعد به دهان نیمهبازت و بعد به مسیر بالا و پایین شدن قفسهی سینهات با هر نفس. زل زدم به زندگی که جریان داشت در تو.
یک شب دیگر که بخوابیم، یک ماه میشود که مال
برچسب:
نویسنده: نوید محمودی
تاريخ: پنجشنبه
16 بهمن
1399 ساعت: 5:39